صاحب امتیاز حقوقی بانک چشم جمهوری اسلامی ایران
مدير مسئول : محمدعلی جوادی
سردبير : محمدعلی جوادی
ISSN:
E-ISSN:
ناشر:
ویراستار:
اعضای هیئت تحریریه: حیدر امینی , محمدمهدی پرورش ریزی , علیرضا لاشیئی , عباس باقری لطف آبادی , محمدحسین دهقانی فیروزآبادی , محمد زارع جوشقانی , محمد پاکروان , سپهر فیضی , محمدرضا منصوری , علیرضا برادران-رفیعی , محمدرضا جعفری نسب اشکذری , محمدعلی جوادی , مسعود سهیلیان , فرید کریمیان , شاهین یزدانى
فهرست مقالات دوره :۱۹ شماره :۳
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۱۹ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۳/۳/۱ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: بومی‌سازی راهنمای بالینی درمان آب‌مروارید (کاتاراکت) بالغین برای جمعیت ایرانی

روش پژوهش: چهار راهنمای بالینی آب‌مروارید (آکادمی آمریکا ۲۰۰۶ و ۲۰۱۱، چشم‌پزشکان کالج سلطنتی انگلستان ۲۰۱۰ و انجمن چشم‌پزشکان کانادا ۲۰۰۸) به عنوان راهنماهای بالینی قابل استناد انتخاب شدند. سپس کلیه توصیه‌های این راهنماهای بالینی به همراه شواهد پشتیبان آن‌ها مورد مطالعه قرار گرفتند. هر یک از توصیه‌های راهنماهای بالینی مورد استناد در ۴ جدول خلاصه گردید. در جدول اول، اصل توصیه وارد شد و سوال بالینی این توصیه و اجزاء سوال، استخراج و وارد جدول گردید. در جدول دوم خلاصه شواهد پشتیبان هر توصیه مشخص و مورد نقد قرار گرفت. در جدول سوم مزیت بالینی، هزینه و عوارض جانبی و در جدول چهارم، قابلیت بومی‌سازی هر توصیه بر اساس معیارهای ((قابلیت به کارگیری، قابلیت تعمیم‌پذیری و قابلیت پذیرش)) ارزیابی گردید و نمره‌دهی از ۱ تا ۹ انجام شد. در نهایت، کلیه توصیه‌های بومی شده برای اساتید صاحب‌نظر در زمینه آب‌مروارید (اعضا پانل)، یک ماه قبل از جلسه اجماع جهت بررسی و ارایه نظرات ارسال گردید.

یافته‌ها: تعدادی از توصیه‌ها، در مرحله اول بررسی و بقیه پس از مطرح شدن در جلسه اجماع و تغییر در متن آن‌ها، مورد توافق اعضا پانل و گروه بومی‌سازی قرار گرفت. در نهایت ۸۱ توصیه با ذکر منبع و سطح شواهد پشتیبان آن‌ها برای جمعیت ایرانی ارایه شد.

نتیجه‌گیری: راهنمای بالینی آب‌مروارید بالغین بومی شده برای جمعیت ایرانی می‌تواند نقش موثری را در استانداردسازی ارجاع، تشخیص و درمان بیماران مبتلا به آب‌مروارید ایفا نماید.

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۱۹ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۳/۳/۱ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: تعیین شیوع عیوب انکساری و عوامل موثر بر آن در شهرستان یزد.

روش پژوهش: در این مطالعه مقطعی مبتنی بر جامعه با روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای خوشه‌ای تصادفی، یک نمونه قابل تعمیم از جمعیت شهری و روستایی از ساکنین ۴۰ تا ۸۰ سال شهرستان یزد در سال ۱۳۹۰ انتخاب گردید. برای تمام افراد اندازه‌گیری دید اصلاح شده و اصلاح نشده، رفرکشن، رتینوسکوپی و فوندوسکوپی صورت گرفت. در این مطالعه نزدیک‌بینی، معادل کروی بیش‌تر از ۰.۵-، دوربینی، معادل کروی بیش‌تر از ۰.۵+ دیوپتر، آستیگماتیسم، قدرت سیلندر بیش‌تر از ۰.۵ دیوپتر و آنیزومتروپیا اختلاف معادل کروی دو چشم مساوی و بیش از ۱ دیوپتر تعریف شد.

یافته‌ها: از ۲۳۲۰ فرد انتخاب شده، ۹۰.۴ درصد (۲۰۹۸ نفر) در مطالعه شرکت کردند. از این تعداد ۱۹۸ نفر به دلیل سابقه جراحی از این تحقیق خارج شدند. شیوع نزدیک‌بینی، دوربینی، آستیگماتیسم و آنیزومتروپیا به ترتیب ۳۶.۵ درصد (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۳۹.۴-۳۳.۶)، ۲۰.۶ درصد (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۲۳.۳-۱۷.۹)، ۵۳.۸ درصد (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۵۶.۳-۵۱.۳) و ۱۱.۹ درصد (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۱۳.۴-۱۰.۴) بود. شیوع نزدیک‌بینی مساوی یا بیش‌تر از ۶- دیوپتر ۲.۳ درصد (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۲.۹-۱.۶) و شیوع دوربینی مساوی یا بیش‌تر از ۴ دیوپتر ۱.۲ درصد (فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۱.۸-۰.۶) بود. بر اساس یافته‌های رگرسیون لجستیک چندمتغیره، نزدیک‌بینی در زنان به طور معنی‌داری بیش‌تر بود؛ هم‌چنین با افزایش سن، شیوع دوربینی، آستیگماتیسم و آنیزومتروپیا افزایش یافت. شیوع آستیگماتیسم مخالف قاعده، موافق قاعده و مایل به ترتیب ۳۵.۷ درصد، ۱۳.۴ درصد و ۴.۶ درصد بود. شیوع آستیگماتیسم مخالف قاعده در افراد ۴۰ تا ۴۹ سال، ۲۷.۶ درصد و در افراد ۷۰ تا ۸۰ سال، ۵۵.۲ درصد بود (۰.۰۰۱>P، فاصله اطمینان ۹۵ درصد: ۱.۰۵۴-۱.۰۳۴ و ۱.۰۴۴= OR). شیوع آستیگماتیسم موافق قاعده در زنان به طور معنی‌داری از مردان بیش‌تر بود (۰.۰۳۸=P).

نتیجه‌گیری: بیش از نیمی از جمعیت مورد مطالعه حداقل یک نوع عیب انکساری داشتند و شیوع نزدیک‌بینی و آستیگماتیسم در این مطالعه به طور قابل ملاحظه‌ای از گروه سنی مشابه در مطالعات پیشین صورت گرفته در ایران، بیش‌تر بود. 

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۱۹ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۳/۳/۱ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: تعیین ارتباط بین آستیگماتیسم رفرکتیو، قرنیه‌ای و لنتیکولار با ابیراهی‌های درجه بالا در افراد کاندید جراحی رفرکتیو.

روش پژوهش: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی ۴۰۰ چشم (۲۰۰ بیمار) که جهت جراحی رفرکتیو در سال‌های
۱۳۹۲-۱۳۹۰ به بیمارستان فارابی مراجعه کرده بودند، انجام شد. برای همه بیماران شرکت‌کننده در مطالعه، رفرکشن، توپوگرافی و ابرومتری جهت تعیین آستیگماتیسم رفرکتیو، قرنیه‌ای و لنتیکولار صورت گرفت. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS ویرایش ۲۰ انجام شد.

یافته‌ها: این مطالعه بر روی ۴۰۰ چشم صورت گرفت. از کل بیماران، ۶۲.۷ درصد از چشم‌ها (۲۵۰ چشم) مربوط به بانوان بود و میانگین سن افراد شرکت کننده ۶.۲۴±۲۸.۲ (۵۲-۲۰) سال محاسبه شد. بر اساس معادل کروی، ۳۷۵ چشم (۹۴.۲ درصد) نزدیک‌بین، ۱۳ چشم (۳.۳ درصد) دوربین و ۳۱۵ چشم (۷۸.۹ درصد) آستیگماتیسم بیش‌تر از ۰.۷۵ دیوپتر بودند. میانگین عیب انکساری بر اساس معادل کروی در گروه نزدیک‌بین ۱.۹۵±۳.۵۹- دیوپتر (۰.۵۴- تا ۱۰.۲۲-) و در گروه دوربین ۰.۹۷±۲.۷۲ دیوپتر (۰.۶۷ تا ۴.۲۳) بود. میانگین آستیگماتیسم، در گروه نزدیک‌بین ۱.۳±۱.۹۷- و در گروه دوربین ۱.۳۷±۱.۳- بود. میانگین اعوجاجات درجه بالا (HOA) در تمام چشم‌ها ۰.۱۵±۰.۳۸، در گروه نزدیک‌بین ۰.۱۵±۰.۳۸ و در گروه دوربین ۰.۱۵±۰.۳۹ بود که با افزایش میزان معادل کروی در دو گروه افزایش می‌­یافت (P<۰.۰۰۱). رابطه بین آستیگماتیسم قرنیه‌ای و HOA از نظر آماری معنی‌دار بود (۰.۰۳=P) هم‌چنین رابطه معنی‌داری بین آستیگماتیسم لنتیکولار با HOA حاصل شد (۰.۰۲=P). ارتباط آستیگماتیسم رفرکتیو و HOA به صورت لب مرزی ولی معنی‌دار نبود (۰.۰۸=P).

نتیجه‌گیری: با توجه به رابطه معنی‌دار که بین ابیراهی‌های درجه بالا و آستیگماتیسم، قرنیه‌ای و لنتیکولار وجود دارد توصیه می‌شود جهت دستیابی به دید بهتر و پیش‌گیری از هاله‌بینی و خیرگی و مشکلات دید در شب پس از عمل جراحی رفرکتیو، ابیراهی‌های چشمی به ویژه در بیمارانی که آستیگماتیسم قابل توجهی دارند قبل از جراحی مورد بررسی قرار گیرد که در صورت نیاز Customized Ablation انجام پذیرد. 

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۱۹ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۳/۳/۱ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: ارزیابی اثر مایع آمنیوتیک انسانی (Human Amniotic Fluid; HAF) بر روی رشد سلول‌های اندوتلیال قرنیه انسانی (Human Corneal Endothelial Cells; HCECS) و هم‌چنین تعریف محیط کشت برای رشد این سلول‌ها.

روش پژوهش: سلول‌های آندوتلیوم در محیط ۱۲DMEM-F که با سرم جنین گاوی ۲۰ درصد غنی شده بود کشت داده شدند. پس از اشباع محیط کشت، سلول‌ها مورد درمان با تریپسین قرار گرفته و به محیط کشت حاوی سرم جنین گاوی ۲۰ درصد و مایع آمنیوتیک انسانی ۱۰، ۲۰ و ۳۰ درصد منتقل شدند. HAF از زنان باردار در سه ماهه اول بارداری گرفته شد. جهت ارزیابی اثر HAF بر روی رشد و توانایی زیستی سلول، از روش ELISA برای بررسی تکثیر و مرگ سلولی استفاده شد. ماهیت سلول‌های کشت داده شده در محیط حاوی مایع آمنیوتیک ۲۰ درصد با استفاده از روش‌های ایمونوسیتوشیمی و Real time PCR جهت نشانگرهای ویژه HCECs شامل ۶۷Ki-، Vimentin، Na/K-ATPase، و ۱ZO- بررسی شد.

یافته‌ها: کشت‌های اولیه در محیط حاوی مایع آمنیوتیک منجر به رشد و تکثیر سلول‌های آندوتلیوم در ۸/۹۵ درصد موارد گردید. Real time PCR و ایمونوسیتوشیمی نشان داد که نشانگرهای Na/K-ATPase و ۱ZO- که ویژه HCECs می‌باشند در سلول‌های کشت شده در محیط حاوی مایع آمنیوتیک ۲۰ درصد، بیش‌تر از محیط شاهد (حاوی سرم جنین گاوی) بیان می‌شود. آزمایش ایمونوسیتوشیمی روی سلول‌‌های اندوتلیال کشت داده شده با HAF ۲۰ درصد، افزایش بیش‌تری را در بیان نشانگرهای مذکور در مقایسه با محیط‌های حاوی غلظت‌های ۱۰ درصد و ۳۰ درصد HAF نشان داد. تعداد سلول‌های اندوتلیال کشت داده شده در HAF ۲۰ درصد که نشانگرها را بروز می‌دادند برای شاخص‌های Vimentin ،۱-ZO ، Na/K-ATPase به ترتیب ۹۸ درصد، ۹۵ درصد، و ۱۰۰ درصد بود. بیش از ۸۰ درصد سلول‌ها، ۶۷-Ki را بروز می‌دادند که نشان می‌دهد سلول‌ها ظرفیت تکثیر خود را حفظ کرده‌اند. میزان افزایش شاخص‌های Vimentin ،۱-ZO ،Na/K-ATPase به ترتیب ۵ برابر (۰۰۳/۰P=)، ۵/۳ برابر (۰۰۱/۰P=) و ۳ برابر (۰۳/۰P=) در محیط حاوی HAF ۲۰ درصد در مقایسه با محیط شاهد بود. Real time PCR افزایش ۴۰۰ برابری (۰۰۸/۰P=) در بیان ژن Na/K-ATPase و افزایش ۵۰۰ برابری (۰۱/۰P=) در بیان ژن ۱-ZO در محیط حاوی HAF ۲۰ درصد در مقایسه با محیط شاهد نشان داد.

نتیجه‌گیری: محیط حاوی HAF ۲۰ درصد به طور مشخصی باعث افزایش توانایی تکثیر سلول‌های آندوتلیال قرنیه انسان می‌شود ولی مشخصات مورفولوژی و آنتی‌ژنیک آن‌ها را حفظ می‌نماید. بنابراین HAF می‌تواند به عنوان یک مکمل غنی در مطالعات تکثیر HCECs در نظر گرفته شود.

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۱۹ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۳/۳/۱ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: مقایسه نتایج دو روش رتینوسکوپی دینامیک  (monocular estimate method) MEMو Nott در اندازه‌گیری پاسخ‌های تطابقی.

روش پژوهش: در این مطالعه ۴۸ نفر (۱۹ زن و ۲۹ مرد) دارای دستگاه بینایی طبیعی تحت رتینوسکوپی دینامیک MEM و Nott قرار گرفتند. توافق بین دو روش به کمک Bland-Altman بررسی گردید. همبستگی بین داده‌ها به روش غیر پارامتریک اسپیرمن بررسی شد.

یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۳.۹±۲۳.۲ سال (۱۸ تا ۳۶ سال) بود. روش‌های MEM و Nott به ترتیب ۰.۶۷±۱.۰۱ و ۰.۵۳±۰.۸۴ دیوپتر بود. میانگین اختلاف بین دو روش ۰.۳۸±۰.۱۸ و محدوده ۹۵ درصد توافق بین دو روش ۰.۷۴± بود. آزمون غیرپارامتریک اسپیرمن بین "اختلاف دو روش" و "میانگین دو روش"، یک همبستگی معنی‌دار را نشان داد (P=۰.۰۰۴،وr=۰.۴۱).

نتیجه‌گیری: به‌رغم پایین بودن میانگین اختلاف بین دو روش، وجود همبستگی بین "اختلاف دو روش" و "میانگین دو روش" نشان می‌دهد که اختلاف بین دو روش تا حدودی وابسته به میزان تاخیر تطابقی است و ممکن است با افزایش میزان تاخیر تطابقی، این اختلاف نیز بیش‌تر شود.

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۱۹ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۳/۳/۱ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: بررسی اپتیکی اثر جابه‌جا شدن لنزهای داخل چشمی Tecnis-Z۹۰۰۰ در جراحی آب‌مروارید به روش شبیه‌سازی با استفاده از مدل ریاضی- اپتیکی لیو- برنان.

روش پژوهش: برای این کار از یک فانتوم دارای پارامترهای یک چشم واقعی برای شبیه‌سازی لنز Tecnis-z۹۰۰۰ در کد zemax با مدل لیو-برنان استفاده شد. تابع انتقال مدولاسیون (MTF, Modulation Transfer Function) و کنتراست MTF در سیستم اپتیکی نمایانگر نسبت اطلاعات بین تصویر (دید فرد) بر میزان کل اطلاعات شی می‌باشد.

یافته‌ها: جابه‌جا شدن لنز داخل چشمی در جهت +X نشان داد که در ۰ تا ۰.۲ میلی‌متر، MTF و کنتراست خوبی دارد ولی در ۰.۴ میلی‌متر و بیش‌تر از آن، MTF و کنتراست به طور پیوسته کاهش می‌یابد. افزایش جابه‌جا شدن لنز داخل چشمی در جهت -X به طور مرتب کاهش MTF و کنتراست را در پی داشت؛ به طوری که جابه‌جا شدن بیش از ۰.۴- میلی‌متر با افت موثر MTF و کنتراست همراه بود. جابه‌جا شدن لنز داخل چشمی در جهت Y± نیز نشان داد که در هر دو جهت، MTF و میزان کنتراست به طور متقارن کاهش می‌یابند.

نتیجه‌گیری: جابه‌جا شدن لنز داخل چشمی Tecnis-z۹۰۰۰ در هر دو جهت افقی و عمودی باعث افت کیفیت بینایی فرد می‌شوند. این اثر در موارد جابه‌جا شدن بیش از ۰.۴ میلی‌متر قابل توجه می‌گردد و دید فرد را به شدت کاهش می‌دهد که به کارگیری روش‌های جبرانی برای بهبود بینایی فرد را ضروری می‌نماید. 

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۱۹ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۳/۳/۱ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: تعیین اثر دسمه جدا نشده قرنیه دهنده بر نتایج بینایی، حساسیت کنتراست، اعوجاج‌های درجه بالا و ضخامت مرکزی قرنیه پیوندی به دنبال جراحی پیوند لایه‌ای عمیق قدامی قرنیه با روش حباب بزرگ.

روش پژوهش: در این مطالعه گذشته‌نگر مقایسه‌ای، چشم‌های مبتلا به قوزقرنیه که تحت عمل جراحی پیوند لایه‌ای عمیق قدامی قرنیه با روش حباب بزرگ قرار گرفته بودند، برای ورود به مطالعه انتخاب شدند. در قرنیه همه بیماران مورد مطالعه پس از برداشتن لایه استروما، پرده دسمه لخت (Bared) ایجاد گردید. قرنیه پیوندی بدون پرده دسمه (گروه ۱، ۴۸ چشم) و با پرده دسمه (گروه ۲، ۲۲ چشم) به بستر گیرنده بخیه شد. سه ماه پس از برداشتن کل بخیه‌ها دو گروه از نظر بهترین دید اصلاح ‌شده، آستیگماتیسم قرنیه‌ای، خطای انکساری، حساسیت کنتراست، اعوجاج‌های درجه بالا و ضخامت مرکزی قرنیه پیوندی مقایسه شدند. هم‌چنین میزان ایجاد اتاق قدامی کاذب پس از جراحی بین دو گروه مقایسه گردید.

یافته‌ها: میانگین زمان پی‌گیری در گروه اول ۶.۹±۲۳.۲ ماه و در گروه دوم ۶.۵±۲۶.۵ ماه بود (P=۰.۶۱). بهترین دید اصلاح شده بعد از عمل در گروه اول ۰.۰۸±۰.۱۸ لوگمار و در گروه دوم ۰.۳±۰.۲۴ لوگمار بود (P=۰.۳۶). دو گروه از نظر آستیگماتیسم قرنیه‌ای بعد از عمل، معادل کروی خطای انکساری و اعوجاج‌های درجه بالا تفاوت قابل ملاحظه‌ای نداشتند ولی از نظر حساسیت کنتراست، گروه اول نتایج بهتری را در فرکانس‌های مکانی پایین‌تر نشان داد. میانگین ضخامت مرکزی قرنیه پیوندی پس از جراحی در گروه دوم (۳۴.۵±۵۸۹.۸ میکرون) نسبت به گروه اول (۶۳±۵۲۳.۶ میکرون) بیش‌تر بود (P=۰.۰۰۱). اتاق قدامی کاذب در ۳ چشم از گروه اول و ۲ چشم از گروه دوم ایجاد شد (P=۰.۲۳) که همه بیماران از طریق تزریق هوا داخل اتاق قدامی به طور موفقیت‌آمیزی درمان شدند.

نتیجه‌گیری: در بیماری قوزقرنیه، پیوند لایه‌ای عمیق قدامی قرنیه با روش حباب بزرگ و برداشتن پرده دسمه قرنیه دهنده نتایج مطلوب‌تری از نظر حساسیت کنتراست دارد.

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۱۹ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۳/۳/۱ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: بررسی تاثیر شروع زودهنگام درمان با داروهای کاهنده تولید زلالیه در افزایش میزان موفقیت دریچه احمد (AVG).

روش پژوهش: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، تعداد ۹۴ چشم از ۹۴ بیمار مبتلا به گلوکوم مقاوم به درمان مورد بررسی قرار گرفتند. چشم‌ها به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه ۱ (تعداد ۴۷ چشم) برای بیماران پس از کارگذاری دریچه احمد و افزایش فشار چشم به بالاتر از ۱۰ میلی‌متر جیوه، ترکیب تیمولول- دورزولامید به طور زودهنگام به فاصله زمانی هر ۱۲ ساعت تجویز شد. پس از ۳ ماه و بر اساس فشار چشم مورد نظر، داروهای تنظیم‌کننده فشار چشم تجویز شدند. در گروه شاهد (تعداد ۴۷ چشم) برای بیماران در صورت افزایش فشار چشم به بالای میزان هدف، درمان دارویی به صورت مرحله به مرحله آغاز شد. فشار داخل چشمی، تعداد داروهای مصرفی، میزان افزایش فشار و میزان موفقیت بین دو گروه مقایسه گردید. موفقیت کلی به صورت فشار داخل چشمی بین ۶ و ۱۵ میلی‌متر جیوه به همراه حداقل ۳۰ درصد کاهش نسبت به مقدار پایه تعریف شد.

یافته‌ها: میزان موفقیت کلی در گروه ۱ به طور معنی‌داری از گروه ۲ بیش‌تر بود. در ماه ۶ (۷۰.۵ درصد در مقابل ۳۲.۶ درصد، ۰.۰۰۱ P<) و در ماه ۱۲ (۶۳.۲ درصد در مقابل ۲/۳۳ درصد، (P=۰.۰۰۸). میانگین IOP در گروه ۱ بین هفته‌های ۱ و ۵۴ از نظر آماری کم‌تر از گروه ۲ بود. تعداد داروهای گلوکوم در گروه ۱ بین هفته‌های ۱ و ۱۲ بیش‌تر از گروه ۲ بود (P=۰.۰۰۱). تعداد داروهای گلوکوم در هفته‌های ۲۴ (P=۰.۱۸۰) و ۵۴ (P=۰.۱۹۷) تفاوت معنی‌داری با گروه ۲ نداشت. میزان افزایش فشار در گروه ۱ به طور معنی‌داری از گروه ۲ کم‌تر بود (۲۳.۴ درصد در مقابل ۶۶ درصد، P<۰.۰۰۱).

نتیجه‌گیری: شروع  زودهنگام درمان با داروهای کاهنده زلالیه در افزایش موفقیت دریچه احمد کمک‌کننده می‌باشد. 

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۱۹ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۳/۳/۱ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: مقایسه نتایج جراحی داکریوسیستورینوستومی خارجی با لوله‌گذاری دو کانالیکول و بدون لوله‌گذاری در انسداد اکتسابی اولیه مجرای اشکی.

روش پژوهش: طی یک کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی، بیمارانی که به انسداد اکتسابی اولیه مجرای اشکی مبتلا بودند به دو گروه تقسیم شده و در گروه اول عمل داکریوسیستورینوستومی خارجی (DCR) بدون لوله‌گذاری و در گروه دوم با لوله گذاری دو کانالیکول انجام شد. معاینه مجدد یک و شش هفته پس از جراحی صورت گرفت و در گروه دوم لوله سیلیکونی ۲ هفته بعد از عمل درآورده شد. موفقیت ذهنی (Subjective) با مقایسه سیستم Munk و عینی (Objective)
با میل زدن و شستشوی مجرا پس از عمل ارزیابی شد. امتیاز ۱-۰ در آخرین مراجعه به عنوان موفقیت ذهنی در نظر گرفته شد. موفقیت عینی به باز بودن مجرا طی میل زدن و شستشو اطلاق گردید. بیماران حداقل به مدت ۶ هفته پی‌گیری شدند.

یافته‌ها: تعداد موارد عمل شده در هر گروه به ترتیب ۲۶ و ۲۵ چشم بود (۵۱ چشم از ۵۱ بیمار). میانگین سن بیماران در دو گروه به ترتیب ۲۱.۲±۴۸ سال و ۱۵.۷±۴۶ سال بود که تفاوت آماری معنی‌دار وجود نداشت (P=۰.۶۶). نسبت جنس مرد به زن در گروه بدون کانالیکول ۹.۱۷ و در گروه دوم ۵.۲۰ بود (P=۰.۲۴۲). در تفکیک جنسی، میانگین سنی برای هر جنس در مردان و زنان به ترتیب در گروه بدون کانالیکول ۱۶.۲±۳۸ و ۲۲±۵۳.۵ سال و برای گروه دوم ۱۸.۲±۳۷.۶ و ۱۴.۸±۴۸.۱ سال محاسبه شد. در تمامی موارد، فقط یک مورد شکست در گروهی که از لوله سیلیکونی استفاده نشده بود دیده شد که بر اساس آزمون آماری فیشر، معنی‌دار نبود. درصد موفقیت در گروه بدون کانالیکول و تعبیه دو کانالیکولی لوله سیلیکونی به ترتیب ۹۶.۲ درصد و ۱۰۰ درصد به دست آمد. بر اساس این مطالعه، زمان پی‌گیری بیماران در گروه بدون لوله‌گذاری و گروه دوم به ترتیب ۲.۵±۷.۲ و ۱.۶±۶.۱ ماه بود.

نتیجه‌گیری: میزان موفقیت در هر دو روش، زیاد و قابل مقایسه‌اند. به نظر می‌رسد روش انجام عمل جراحی و توانایی جراح، عامل اصلی موفقیت بوده و تعبیه لوله و یا عدم آن، نقش بارزی در میزان موفقیت ندارد.

 

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۱۹ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۳/۳/۱ | نوع مقاله:  سایر
:
:

     افت دید یک‌طرفه گذرا (TMVL) از تظاهرات بالینی شایعی است که چشم‌پزشکان با آن مواجه می‌شوند. در ارزیابی این مورد، علل متعددی مطرح می‌شوند که برخی از آن‌ها خطر جدی و حیاتی به شمار می‌آیند. TMVL در مقایسه با آموروزیس فوگاکس عبارت مناسب‌تری می‌باشد چرا که در آموروزیس فوگاکس فقط علت ایسکمیک افت بینایی مطرح می‌شود. در ارزیابی بیمار مبتلا به افت دید یک‌طرفه گذرا (TMVL)، توجه دقیق به شرح حال و وضعیت طبی بیمار برای تعیین احتمالات تشخیصی، مهم است.

۱ ۲
نویسندگان این شماره :
برای مشاهده سی وی هر نویسنده بر روی نام وی کلیک کنید