صاحب امتیاز حقوقی بانک چشم جمهوری اسلامی ایران
مدير مسئول : محمدعلی جوادی
سردبير : محمدعلی جوادی
ISSN:
E-ISSN:
ناشر:
ویراستار:
اعضای هیئت تحریریه: حیدر امینی , محمدمهدی پرورش ریزی , علیرضا لاشیئی , عباس باقری لطف آبادی , محمدحسین دهقانی فیروزآبادی , محمد زارع جوشقانی , محمد پاكروان , سپهر فیضی , محمدرضا منصوری , علیرضا برادران-رفیعی , محمدرضا جعفری نسب اشكذری , محمدعلی جوادی , مسعود سهیلیان , فرید كریمیان , شاهین یزدانى
فهرست مقالات دوره :۲۰ شماره :۳
نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۲۰ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۴/۱/۱۵ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: بررسی اثربخشی، ایمنی، قابلیت پیش‌بینی و ثبات نتایج در لنزهای قابل کاشت (ICL) Collamer و توریک ICL برای درمان نزدیک‌بینی بالا و نزدیک‌بینی بالا همراه با آستیگماتیسم.

روش پژوهش: در این مطالعه آینده‌نگر، مقطعی توصیفی (غیرکارآزمایی بالینی تصادفی) ۹۵ چشم از ۵۱ بیمارکه تحت عمل جراحی ICL (۳۱چشم) وToric-ICL (۶۴چشم) درمرکزتحقیقات چشم، گروه چشم پزشکی بیمارستان رسول اکرم (ص)، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران و بیمارستان چشم‌پزشکی نگاه، تهران، ایران قرار گرفتند، شرکت داشتند و در این افراد دید با و بدون اصلاح، میزان ریفرکشن، عوارض ناخواسته و جانبی در روز پنجم و ماه‌های دوم، ششم و دوازدهم پس از عمل مورد ارزیابی قرار گرفتند.

یافته‌ها: متوسط ​​معادل انکساری کروی (MRSE) قبل از عمل در گروه ICL ۴.۶۳±۱۱.۷۵- دیوپتر (۵- تا ۲۲-) و در گروه توریک ICL ۳.۹۹±۱۱.۶۷- دیوپتر (۳- تا ۲۱-) بود. متوسط ​​باقی مانده معادل انکساری کروی در گروه ICL در روز پنجم ۱.۰۷±۶۸/۰- و در یک سال ۰.۷۸±۰.۷۱- دیوپتر بود و در گروه توریکICL این ارقام به ترتیب ۱.۰۳±۰.۶۹- و ۰.۶۸±۰.۸۹- دیوپتر بودند. سیلندرقبل از عمل درگروه توریکICL ۱.۲۹±۳.۲۵- (۲- تا ۶-) دیوپتر و بعد از عمل به ترتیب ۰.۶۳±۰.۸۱- و ۰.۶۱±۰.۹۴- دیوپتر بود. در ۲ ماه پس ازعمل،دید اصلاح نشده ۴۰/۲۰ و یا بهتردر ۳.۷۴ درصد در گروه ICLو ۶.۷۴ درصد درگروه توریک ICL(اثربخشی معادل۱.۰۹۲ و ۱.۱۵۴) بود.۷۱ درصد و ۲.۶۸ درصد در محدوده ۰.۵± دیوپترو ۷۷.۵ درصد و ۸۵.۷ درصد در محدوده۱± امتروپ بودند.در گروه ICL و توریک ICL به ترتیب ۱.۵۸ و ۶.۶۳ درصد، یک یا بیش‌تر از یک خط افزایش دید (ایمنی= ۱۸.۱ و ۲۴.۱) را دو ماه بعد از عمل به دست آورند. در دو ماه پس از عمل ۸۱ درصد از چشم‌ها در گروه ICL توریک کم‌تر از یک دیوپتر و ۳/۹۵ درصد کمتر از یک و نیم دیوپتر سیلندر داشتند. هیچ عارضه‌ای ضمن و بعد از عمل مشاهده نشد. تنها در یک چشم (۱.۰۵ درصد) کدورت بدون علامت پشت کپسول قدامی لنز مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: استفاده از لنزهای ICL و توریک ICL روش موثر، قابل پیش‌بینی و ایمن برای درمان نزدیک‌بینی بالا و نزدیک‌بینی بالا همراه با آستیگماتیسم می‌باشند.

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۲۰ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۴/۱/۱۵ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: بررسی تاثیر پلی‌مورفیسم CCL۲C-۲۵۱۸T در بیماری دژنراسیون وابسته به سن ماکولا (AMD).

روش پژوهش: در این تحقیق رابطه بین پلی­مورفیسم­C-۲۵۱۸T در منطقه پروموتوری ژن CCL۲ در ۴۸ بیمار مبتلا به AMD نوع خشک از منطقه شمال‌شرق کشور (شهرستان گناباد) با استفاده از روش واکنش زنجیره­ای پلیمراز (PCR) و تکنیک پلی‌مورفیسم، طول قطعات هضم شده (RFLP) بررسی شد. گروه شاهد از ۶۹ فرد سالم که از نظر سن، جنس و قومیت با گروه بیمار مطابقت داشته و فاقد رابطه خانوادگی با آن­ها و یا سابقه بیماری AMD در فامیل بودند، تشکیل شد.

یافته‌ها: افزایش فراوانی ژنوتیپی TT در این پلی‌مورفیسم به صورت معنی‌دار (۰.۰۰۸=P) در میان بیماران مبتلا به AMD بیان‌کننده ارتباط احتمالی این ژنوتیپ با استعداد ابتلا به بیماری AMD در این جمعیت می‌باشد. این ژنوتیپ در گروه بیماران نسبت به گروه شاهد دارای فراوانی بیش‌تری است (۶۰.۴۱ درصد در برابر ۴۳.۴۸ درصد).

نتیجه‌گیری: ژنوتیپ TT پلی‌مورفیسم C-۲۵۱۸T با بیماری دژنراسیون وابسته به سن ماکولا در مبتلایان از شمال­شرق ایران مرتبط می‌باشد.

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۲۰ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۴/۱/۱۵ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

Purpose: To compare the clinical outcomes following deep anterior lamellar keratoplasty (DALK) for keratoconic patients with vernal keratoconjunctivitis (VKC) and without VKC.

Methods: In this retrospective comparative study, the records for ۲۶۲ eyes with keratoconus only (group ۱) and ۲۸ keratoconic eyes with VKC (group ۲) that underwent DALK were complied. The parameters reviewed included the length of follow-up, best-corrected visual acuity (BCVA), refractive error, complications and cumulative graft survival.

Results: The mean length of follow-up was ۳۸.۶±۲۰.۲ months in group ۱ and ۳۴.۴±۲۰.۹ months in group ۲ (P=۰.۲۱). The mean postoperative BCVA was ۰.۱۹±۰.۱۱ logMAR and ۰.۲۰±۰.۱۵ logMAR (P=۰.۷۹), with a BSCVA ≥ ۲۰/۴۰ achieved in ۹۱.۶% and ۸۸.۵% of these eyes, respectively (P=۰.۴۸). Epithelial problems were encountered in ۳۱.۳% and ۴۲.۹% of the eyes, respectively (P=۰.۱۶). Vascularization of suture tracts and stitch abscesses were encountered more frequently in the eyes with VKC (P=۰.۰۱ and <۰.۰۰۱, respectively.) At the ۳۳-month follow-up examination, the rejection-free graft survival rates were ۵۶.۰% in group ۱ and ۳۳.۳% in group ۲, with mean durations of ۴۱.۰ and ۳۲.۱ months, respectively (P=۰.۱۵). The graft survival rates were ۹۸.۱% in group ۱ and ۹۵.۰% in group ۲, with mean durations of ۸۸.۶ and ۸۸.۴ months, respectively (P=۰.۷۴).

Conclusion: The clinical outcomes of DALK for the eyes with keratoconus and VKC were comparable to those for the eyes with keratoconus alone. However, because complications such as suture tract vascularization and stitch abscesses were more common when VKC coexisted, closer monitoring is necessary in these cases.

 

Keywords: Keratoconus, Vernal Keratoconjunctivitis, Deep Anterior Lamellar Keratoplasty, Graft survival

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۲۰ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۴/۱/۱۵ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: مقایسه تغییرات طول محوری چشم در اندازه‌گیری به دو روش تماسی و غیر‌تماسی بعد از ترابکولکتومی با میتومایسین C.

روش پژوهش: سی و چهار چشم از ۳۱ بیمار مبتلا به گلوکوم که کاندید جراحی ترابکولکتومی اولیه بودند، برای ورود به مطالعه انتخاب شدند. طول محوری با استفاده از دستگاه‌های بیومتری A اسکن اولتراسوند به روش تماسی (UD-۶۰۰۰ Ultrasonic A/B scanner biometer, TOMEY) و بیومتری اپتیکال غیر‌تماسی (LenStar LS ۹۰۰,Haag Stereit )، یک روز قبل و سه و شش ماه پس از جراحی اندازه‌گیری شد. در نهایت مقادیر مربوط به سه و شش ماه پس از ترابکولکتومی با مقادیر قبل از عمل مورد مقایسه قرار گرفت.

یافته‌ها: پس از ترابکولکتومی با میتومایسین C، طول محوری در اندازه‌گیری با هر دو روش A اسکن و LenStar به ترتیب ۰.۱۶±۰.۲۱ و ۰.۱۳±۰.۱۴ میلی‌متر در سه ماه و ۰.۱۵±۰.۱۹ و ۰.۱۵±۰.۱۴ میلی‌متر در شش ماه پس از عمل کاهش یافت (در همه موارد P<۰.۰۰۱). در هر دو پی‌گیری سه و شش ماه بعد از عمل، میانگین کاهش طول محوری در اندازه‌گیری با LenStar به طور معنی‌داری از A اسکن کم‌تر بود ۰.۰۷±۰.۰۷ میلی‌متر (۰.۰۱۱=P) در سه ماه، ۰.۰۹±۰.۰۴ میلی‌متر (۰.۰۲=P) در شش ماه[.

نتیجه‌گیری: استفاده از روش بیومتری غیرتماسی با حذف کاهش کاذب طول محوری ناشی از اثر پروب بیومتری تماسی روی چشم‌های نرم شده بعد از ترابکولکتومی باعث می‌شود اندازه‌گیری طول محوری جهت محاسبه قدرت لنز داخل چشمی بعد از ترابکولکتومی با دقت بیش‌تری انجام شود.

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۲۰ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۴/۱/۱۵ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: توصیف یک روش جراحی جدید برای کشت سلول‌های بنیادی تحت شرایط درون‌بافتی جهت بازسازی مجدد اپی‌تلیوم قرنیه در نقص کامل سلول‌های بنیادی لیمبوس.

روش پژوهش: بیمارانی که از نقص کامل مزمن یک‌طرفه سلول‌های بنیادی لیمبوس به علت آسیب شیمیایی رنج میبرند, انتخاب شدند. قسمت کوچکی از بافت لیمبال به اندازه ۱×۲ میلی‌متر از چشم سالم طرف مقابل جدا شده و بر روی یک غشای آمنیوتیک روی ناحیه فوقانی لیمبوس چشم آسیب دیده بخیه زده شد. قطره چشمی استخراج شده از پرده آمنیوتیک (AMEED)، دوز ۰.۱mg/ml به طور منظم مورد استفاده قرار گرفت, تا زمانی که سطح قرنیه به طور کامل توسط سلول‌های اپی‌تلیوم قرنیه پوشیده شد. سپس چشم‌ها تحت عمل پیوند قرنیه (بهبود بینایی) قرار گرفتند و نمونه‌های قرنیه جهت آزمایشات هیستوپاتولوژیک و آنالیز مولکولی برای یافتن مارکرهای سلول‌های لیمبوس آزمایش شدند.

یافته‌ها: پنج چشم از ۵ بیمار با میانگین سنی ۳۲ سال تحت عمل جراحی قرار گرفتند. متوسط دوره زمانی پی‌گیری بیماران ۱۲ ماه بود. در همه چشم‌ها اپی‌تلیوم سطح قرنیه به طور کامل طی دو هفته بازسازی شد و طی مدت سه تا چهار هفته بعدی عروق ملتحمه‌ای که روی سطح قرنیه را پوشانده بود به طور قابل توجهی پس‌رفت کرد. قرنیه‌های پیوند شده در پایان زمان پی‌گیری شفاف بودند و هیچ عارضه‌ای در چشم‌های دهنده و گیرنده ایجاد نشد. بررسی‌های آزمایشگاهی، مارکرهای سلول‌های بنیادی لیمیال را روی نمونه‌های قرنیه نشان دادند.

نتیجه‌گیری: کشت درون بافتی سلول‌های بنیادی لیمبوس بر روی غشای آمنیوتیک با استفاده از AMEED یک روش موثر برای بازسازی سطح چشم در بیماران با نقص کامل یک‌طرفه سلول‌های بنیادی لیمبوس می‌باشد. 

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۲۰ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۴/۱/۱۵ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: سنجش بالینی کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به استرابیسم قبل و پس از جراحی استرابیسم.

روش پژوهش: در این مطالعه، ۱۲۲ بیمار با سن بیش از ۱۴ سال مبتلا به استرابیسم و کاندید عمل جراحی به عنوان گروه آزمون جهت شرکت در مطالعه انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی (Short Form-۳۶) و پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران استرابیسم (Adult Strabismus ۲۰) جمع‌آوری شد. تغییر در نمرات روانی و عملکردی به عنوان تفاوت در نمرات به دست آمده در ارزیابی قبل و بعد از عمل محاسبه گردید.

یافته‌ها: در تمامی بیماران مورد مطالعه، در معاینه سه ماه و شش ماه پس از عمل جراحی استرابیسم، هم راستایی چشم‌ها به طور موفقیت‌آمیزی حاصل شد. موفقیت بر اساس معیار بالینی تعریف گردید (میزان انحراف باقی‌مانده کم‌تر از ۸ پریزم دیوپتر). افزیش سطح تحصیلات و داشتن شغل باعث بهبودی نمرات کیفیت زندگی به گونه معنی‌دار از نظر آماری گردید. نتایج حاصل‌شده بیانگر افزایش در هر دو نمرات روانی از ۵۰.۹ به ۸۰.۸ و مقیاس عملکردی از ۵۰.۶ به ۸۱.۸ بود. اختلاف معنی‌داری بین مولفه‌های کیفیت زندگی بیماران با نوع و میزان انحراف چشم آن‌ها وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که عمل جراحی در ارتقا سطح کیفیت زندگی بیماران موثر است. در تمام بیماران مبتلا به استرابیسم بهبودی در نمرات روانی و عملکردی به دنبال عمل جراحی مشاهده گردید. بنابراین ارزیابی کیفیت زندگی بیماران در زمان گزارش نتایج جراحی استرابیسم در کارآزمایی های بالینی ضروری به نظر می‌رسد و هم‌چنین می‌تواند از نظر بالینی کمک‌کننده باشد.

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۲۰ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۴/۱/۱۵ | نوع مقاله:  پژوهشی
:
:

هدف: مقایسه شاخص‌های قرنیه و اتاق قدامی اندازه‌گیری شده توسط دو دستگاه گالیله و پنتاکم.

روش: بیماران نزدیک‌بین که جهت جراحی عیوب انکساری به بیمارستان لبافی‌نژاد مراجعه نموده بودند به صورت پی‌درپی وارد مطالعه شدند. برای تمام بیماران تصویربرداری با دو دستگاه گالیله  و پنتاکم صورت گرفت. BFS قدامی و خلفی، انحنای محوری سطح قدامی و خلفی قرنیه، ضخامت مرکز قرنیه، قدرت اپتیکال واقعی کل قرنیه، حجم و عمق اتاق قدامی هم‌چنین زاویه اتاق قدامی و قطر مردمک در گالیله و پنتاکم با یک‌دیگر مقایسه شدند. تحلیل آماری با به کار بردن نرم‌افزار  SPSS و توسط Paired t-test صورت گرفت. ضریب هم‌بستگی پیرسون برای بررسی رابطه اندازه‌گیری‌ها به کار رفت.

یافته‌ها: شعاع انحنا خلفی در پنتاکم mm ۰.۳۲±۶.۴۲ و در گالیله mm ۰.۳۸±۶.۴۷ با متوسط تفاوت mm ۰.۱۹±۰.۰۴- بود (r=۰.۸۷۹ و P<۰.۰۰۱وBFS قدامی در پنتاکم mm ۰.۳۴±۷.۷۹ و در گالیله mm ۰.۳۹±۷.۷۵ با متوسط تفاوت mm ۱۸/۰±۰۶/۰ حاصل شد (۰.۸۷۷  و P<۰.۰۰۱). شعاع انحنای قدامی در پنتاکم D ۱.۹±۴۳.۸ و در گالیله D ۲.۴±۴۳.۸ محاسبه گردید (۰.۹۰۵r= و ۰.۰۰۱P<). Post. Axial Curvature در پنتاکم D ۰.۳±۶.۳- و در گالیله D ۰.۴±۶.۳- به دست آمد (۰.۰۰۱P< و ۰.۸۷۳r=). قدرت اپتیکال واقعی کل قرنیه  (Net corneal power) در پنتاکم D ۱.۹±۴۳.۹ و در گالیله D ۲.۳±۴۳.۵ محاسبه شد (۰.۰۰۱P< و ۰.۹۰۹r=). ضخامت مرکزی قرنیه در پنتاکم µ ۴۴±۵۳۷ و در گالیله µ ۵۱±۵۵۳ با متوسط تفاوت µ ۲۴±۱۶ (۰.۰۰۱P< و ۰.۷۶۹r=) بود عمق اتاق قدامی در پنتاکم mm ۰.۴±۳.۲۹ و در گالیله mm ۰.۳۸±۳.۳ (۰.۰۰۱P< و ۰.۸۵r=) و حجم اتاق قدامی در پنتاکم mm۳ ۵۰±۲۰۷ و در گالیله mm۳ ۳۹±۱۲۹ بود (۰.۲۲۷r= و ۰.۰۰۴ P=) زاویه اتاق قدامی در پنتاکم ۹.۲±۳۹.۷ و در گالیله ۵.۲±۵۴.۲ درجه، (۰.۰۵۱P=)، متوسط قطر مردمک در پنتاکم mm  ۱.۷۷±۳.۹۱ و در گالیله mm ۸۹±۳.۳۴ می‌باشد، با ۰.۱۸۵r= و ۰.۰۱۸P= هم‌بستگی یافته‌های پنتاکم وگالیله معنادار نبود. ISV در پنتاکم Index of Surface Variance)) جز یک مورد مشکوک بقیه موارد را طبیعی، گزارش کرده بود، ولی (Inf-sup Value) ISV در گالیله ۸۶ درصد طبیعی، و ۷ درصد مشکوک و ۷ درصد غیرطبیعی گزارش شد که با ۰.۰۰۳P= هم‌بستگی یافته‌های پنتاکم و گالیله معنادار نبود.

نتیجه‌گیری: دو دستگاه در اغلب متغیرها از توافق بالایی برخوردار هستند ولی در برخی موارد این هم‌بستگی پایین است و به نظر می‌رسد نمی‌توان از این دو دستگاه به صورت جایگزین استفاده نمود.

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۲۰ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۴/۱/۱۵ | نوع مقاله:  Review Article
:
:

داروهای ضدمالاریا شامل کلروکین و هیدروکسی‌کلروکین به صورت شایع در درمان بیماری‌های روماتیسمی استفاده می‌شوند. از عوارض این داروها تاثیر سو بر چشم می‌باشد که مهم‌ترین آن‌ها رتینوپاتی کلروکین ناشی از این داروها است. با توجه به اهمیت تشخیص زودهنگام این عارضه، لازم است بیماران مصرف کننده این داروها در دوره‌های زمانی معین مورد بررسی قرار گیرند. در این مقاله مروری جدیدترین دستورالعمل‌های بررسی و پی‌گیری این بیماران ارایه می‌شوند. 

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۲۰ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۴/۱/۱۵ | نوع مقاله:  Case Report/Research Letter
:
:

هدف: معرفی یک مورد کیست درمویید لیمبال  یک‌طرفه در یک دختر بچه مبتلا به سندرم واکترل.

معرفی بیمار: دختر بچه‌ای ۴ ساله با توده‌ای سفیدرنگ، نرم و بدون درد در ناحیه اینفراتمپورال چشم چپ از بدو تولد مراجعه نمود. در معاینه چشم‌پزشکی به جز توده ذکر شده سایر معاینات طبیعی بود. رشد و نمو بیمار نیز طبیعی به نظر می‌رسید. بیمار از هنگام تولد علاوه بر توده چشمی، گروهی از یافته‌های فیزیکی شامل اسکولیوز ستون فقرات، مقعد بدون سوراخ، فیستول رکتوواژینال، کلیه نعل اسبی، دیورتیکولیت مثانه، مثانه نوروژنیک و بیماری مادرزادی قلبی (نقص دیواره بین دهلیزی) نیز داشت، که با توجه به یافته‌های ذکر شده تشخیص سندرم واکترل از بدو تولد برای وی مطرح شده بود.

نتیجه‌گیری: در سندرم واکترل، نقص اکثر اعضا بدن وجود دارد. یکی از علامت‌های همراه، کیست درمویید اربیت است که به عنوان تظاهری جدا از سندرم واکترل توصیف می‌شود. تاکنون تنها یک مورد از همراهی این سندرم با درمویید اپی‌بولبار گزارش شده است. به نظر می‌رسد در صورت وجود کیست درمویید اپی‌بولبار در یک فرد، باید به وجود اختلالات پیچیده‌تری از جمله سندرم واکترل فکر کرد.

نویسندگان
کلیدواژه ها
دوره:  ۲۰ | شماره:  ۳ | تاریخ:  ۱۳۹۴/۱/۱۵ | نوع مقاله:  Case Report/Research Letter
:
:

هدف: گزارش یک بیمار مبتلا به سردرد کلاستر همراه با بلفارواسپاسم ثانویه و درمان آن.

گزارش مورد: خانم ۳۷ ساله‌ای به خاطر سردرد شدید یک‌طرفه و بلفارواسپاسم همان طرف مراجعه نمود. سردرد وی ویژگی‌های سردرد کلاستر را داشت. بلفارواسپاسم با تجویز سم بوتولینوم بهبود یافت ولی سردرد هم‌چنان ادامه داشت و در نهایت با بتابلوکرها و داروهای روان‌گردان به طور کامل درمان گردید.

نتیجه‌گیری: در بلفارواسپاسم‌های ثانویه علاوه بر درمان بلفارواسپاسم، درمان بیماری‌های زمینه‌ای آن ضروری است.

۱ ۲
مقالات دارای بیشترین بازدید
نویسندگان این شماره :
برای مشاهده سی وی هر نویسنده بر روی نام وی کلیک کنید